عبد الله قطب بن محيى
312
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
* * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 128 - [ طوايف سهگانه حزب خداى ، پاكان و رستگاران مطلق : ] من عبد اللّه قطب الى وليّى فى اللّه ( الامير عماد الدّين جعفر ) . اما بعد ، چون خداى عزّ و جلّ را اراده چنان است كه دار شقا را عامرى چند باشد و خالى و عاطل نماند ، ابليس را گماشته و او را سلطان بر جماعتى داده كه فرمان ابليس در نهاد ايشان همچون خون در رگ روان است و فرمان خداى عزّ و جلّ بر ايشان همچون باد بر تن گذران ، آنچه از امر خدا بر ايشان خوانند از گوشى شنوند و از گوشى به در كنند و آنچه از امر ابليس به ايشان پيوندد ، به جان آن را پذيرند و به مقتضى آن در كار آيند ! و وراء اين جماعت جماعتى ديگر باشند كه از حزب خداى عزّ و جلّ باشند نه از جنود ابليس ، اما نصيب ايشان از خداى عزّ و جلّ اندك باشد و نور ايمان در ايشان ضعيف ، پيوسته از جنود ابليس در هزيمت و شكست باشند و ابليس را بر ايشان غارت و دستبرد ، و آهنگ او اولا به غارت ايمان ايشان باشد و چون از آن عاجز آمد به غارت اعمال صالحات . و وراء اين دو ، طايفهء سيم باشند كه پاكان و اقويايند و زبردستان و سرهنگان راه خدايند ، سلام على ذكرهم و رحمة اللّه و بركاته و ايشان اقلّيناند ، به اعمال و مقامات ايشان توسّل به خداى عزّ و جلّ بايد جست ، خواه شناسند خواه نشناسند چنانچه زيد بن عمرو گفته : « اللّهم لو انّى اعلم اىّ الوجوه احبّ اليك عبدتك به و لكن لا اعلمه » موضع نظر خداى عزّ و جلّ در عالم ايشانند و عالم براى ايشان آفريده شود . اگر آفتاب روزى برآيد و بر ايشان نيفتد روز ديگر به دل خوش بر نيايد ، اگر آب از چشمه بيرون آيد و ايشان از آن نياشامند ديگرباره روان بيرون نيايد ، اگر ميوه از درخت به درآيد و ايشان از آن نخورند ، ديگر نخواهد كه به درآيد ، احوال و معاملات و مقامات ايشان